دیشب خوابم نمیبرد .......هر چقدر تلاش کردم که بخوابم نشد که نشد .......تو همون شرایط یاد پریزرگم افتادم ........6 ماه از سال رو همیشه میومد خونه ما میموندو 6 ماه بقیه سال رو خونه خاله ام .......یه پیرمرد صبور و اروم .......که وقتی بهش نگاه میکردی ارامش پیدا میکردی .......دیشب وقتی خوابم نمیبرد یاد اون خدا بیامرز افتادم ......هیچ وقت یادم نمیره که همیشه موقع خواب این جمله ها رو میگفت : میخوابم ماشالله بیدار میشم انشالله بیدار نشدم اشهد ان لا اله الله و در یک صبح بهاری هیچ وقت از خواب بیدار نشد ... نمیدونم یعنی پدربزرگم میدونست تو خواب میخواد از دنیا بره ؟؟ دلم برای همه عزیزام تنگ شده یاد همشون بخیر روح همشون شاد ... 
| Design By : Night Skin |

