تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان در پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گامهایت تکرار کنان می دهد ازارم ومن اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ؟............. حمید مصدق
نوشته شده در یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧ساعت
٢:۱۱ ب.ظ توسط m-f نظرات () |
| Design By : Night Skin |

