همه هستی ما

 

رو صفحه ای که بوی خاک و کهنگی به خودش گرفته چی میتونم بنویسم؟

 

دلم خیلی تنگ شده بود برای اینجا و همه دوستای خوبم

 

حال و احوالم بد نیست .شکر خدا سرپناهی و هست و ارامشی و خدائی که همیشه همیشه با من بوده .

احساس خستگی مفرطی میکنم . سخت میگذرونم و اسون نفس میکشم .

علی ام داره بررگ میشه  . قد میکشه

تو این دو سال خیلی سختی کشیدم .شکر خدا همراه با سلامتی بوده اما  بالاخره برای من سخت بوده . علی اصلا شبها نمیخوابه ... هر برنامه ای و نقشه ای کشیدیم فایده نداشته ...غذاش میکس شده اس ...حرف درست و جسابی نمیرنه ..دلم خیلی گرفته شاید مشکل ار طرف من باشه که خوب بهش نرسیدم

اما دلم میخواد برامون برای علی قشنگم دعا کنید تا شبها بخوابه غذا معمولی بخوره ...حرف برنه .

بعد اینهمه مدت اومدم و فقط ناله کردم

برامون دعا کنید

پ.ن:

من حرف Z فارسی ام بعلت شیطنت علی اقا خراب شده و نمیتونم تایپش کنم بخاطر همین ار ر استفاده کردم .شرمنده

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ توسط m-f نظرات () |


Design By : Night Skin