وقتی تکونات کم میشه .... وقتی دلم درد می گیره .....اونوقته که دنیا رو سرم خراب میشه .....دیگه حتی آب هم از گلوم پائین نمیره ......داغ میشم و سر درد می گیرم ..... پسرم ....قند عسلم .....تو همه هستی ما هستی .....میدونی چقدر دوستت داریم .......میدونی برای سلامتی ات روز و شب دعا می کنیم ......می دونی بابائی هر بار که زنگ میزنه اول میگه : علی چطوره ؟؟ .......میدونی چقدر بی قرار دیدن روی ماهتیم .....عزیز مامان مواظب خودت باش ........قول بده که سالم و قوی باشی ..... علی جان بدون تو می میرم ...... تو رو به خدا میسپارم روح زندگیم ........ .... حالا میفهمم مادر شدن یعنی چی ؟ ..... بازم دلتنگ دیدن روی مادرم هستم و هر بار با هر دلشوره کوچیکی که به خاطر علی می گیرم یاد مادرم می افتم . مامان نازم خیلی زحمتمو کشیدی ....... خیلی دلم برات تنگ شده ......کاش الان کنارم بودی...کاش پنج ماه تمام سپری شد و من وارد ششمین ماه بارداری ام شدم ........خیلی خوشحالم و خیلی نگران .......علی عزیزم داره بزرگ و بزرگتر میشه و تکوناش حتی از روی شکمم هم قابل دیدنه .....و من هر روز نگرانتر از روز قبل به فرداهائی که قراره بیان فکر میکنم .......خدا جونم خودت کمک کن تا این راه باقی مونده رو به صحت و سلامت طی کنم . اینروزها خیلی دلم میخواد راحت از خونه برم بیرون و پیاده روی داشته باشم .....اما به خاطر مسائلی که اخیرا تو تهران ایجاد شده با خیال راحت نمیتونم بزنم بیرون .......کاش زودتر این مسائل تموم بشه و امنیت و ارامش به شهرمون برگرده .......خدایا خودت کمک کن .... امشب اولین پنجشنبه ماه رجب هست و شب آرزوهاست ........از همین الان ارزوهامو تو دلم تکرار میکنم و منتظرم تا شب بشه و تند و تند از خدای مهربونم درخواستشون کنم ..... بیاین امشب تو دعاهامون همدیگه رو از یاد نبریم ........اول از همه از خدا سلامتی تک تکتون رو میخوام و بعد از خدا میخوام تا سال دیگه اینموقع اون دسته از دوستای نازم که چشم انتظار فرزند هستن .....خداوند هدیه الهی اش رو نصیبشون کنه و دامنشون رو سبز کنه .......برای منه حقیر هم دعا کنین این راه رو با موفقیت طی کنم و علی عزیزم رو در اغوش بگیرم به امید روزی که ارزوی همه دوستای گلم براورده شده باشن و شهرمون اروم و امن باشه ...........
| Design By : Night Skin |

